خبرگزاری اصغر باغبون برای همیشه تعطیل شد
اصغر باغبونم دست از شهر تفت برداشت به امید آنکه شهری خوشگل تر و تمیزتر داشته باشم
ما که رفتم امیدوارم روزی از تفت بنوسم که تفت آباد شده باشه و همه چیز سرجا خودش باشه
با تشکر باغبون تفتی
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 13:11 توسط حاجي اصغر باغبون
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 19:14 توسط حاجي اصغر باغبون
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 14:0 توسط حاجي اصغر باغبون
|
روزي کـه تو آمـدي به دنيا عـــريان *** جمعي به تو خندان و تو بودي گـريان
کاري بکن اي دوسـت که وقت رفتـن *** جمعي به تو گريند و تو باشــي خندان
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 10:55 توسط حاجي اصغر باغبون
|
هر يك از نهادهاي شهرستان تفت ميتوانند فعاليت هاي انجام شده توسط خود را فقط به ايميل شخصي مديريت سايت زده چون همه اعضاي خبرگزاري افرادي ناشناخته ميباشند و هيچ كدام علاقه اي براي معرفي كردن خود ندارند .
ايميل هاي ارسالي شامل خلاصه اي از فعاليت هاي نهادهاي مربوطه باشد
با تشكر حاج اصغر باغبون تفتي
مديريت خبرگزاري باغبون تفتي
Asghar-baghboon@yahoo.com
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 11:13 توسط حاجي اصغر باغبون
|
شوراي محترم اسلامي شهر تفت
با سلام و احترام
هر به ايامي چراغي بر فروخت
چون تمام افروخت بادش در دميد
چندي به خدمت دعوت شدم ، در خودم سزاواري خدمت آنهم به مردم صبور و كم
توقع شهر تفت نديدم ولي سعي نمودم آنچه در توان داشتم در زمينه اجرا كوتاهي نكرده
و پيش از آن به شهادت نتوانسته . دوستاني بر كار پافشاري و تشويقم نمودند تا حال كه ياوراني بر رفتن ياوري داده و...
و رايحه خوش گذر از خدمت به جريان انداخته اميدوارم دانسته بردستم بزهي نرفته
، عوامل فرودست نخسته و شوراي محترم اسلامي شهر از خدمتم در گذشه ،
رخصت رفع زحمت داده تا بديل در راه نمانده .
از خداوند متعال خواستار توفيق خدمتگذاري به مردم شريف و نظام و دولت مقدس جمهوري اسلامي را دارم
ناصردهقاني تفتي
رونوشت:
ـ معاونت محترم امور عمراني استانداري ، جهت استحضار .
ـ جناب حجه الاسلام و المسلمين يحيي زاده نماينده محترم مردم تفت و ميبد در مجلس شوراي اسلامي .
ـ مدير كل محترم امور شهري و روستايي ، جهت استحضار .
ـ مدير كل محترم دفتر فني استانداري ، جهت استحضار.
ـ فرمانداري محترم شهرستان تفت ، جهت استحضار .
گرفته شده از وبلاگ تفتي تباران
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 10:38 توسط حاجي اصغر باغبون
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 10:24 توسط حاجي اصغر باغبون
|
از روز پیدا شدن اجساد مقتولین حادثه ناگوار تفت سوالی در ذهن همه نقش بست که چرا قاتل کودکان را کشته و آیا قبل از قتل به آن ها تعرض نموده است یا خیر شنیده ها حاکی از آن است که قاتل قبل از قتل کودکان را مورد تعرض قرار داده و در اعترافات خود از چند نفر دیگر که به آن ها تعرض کرده است نیز نام برده است ولی قاتل از کشتن آن ها صرف نظر کرده است و اعلام نموده که قصد داشته چند نفر دیگر را نیر مورد تعرض قرار داده و آن ها را نیز بکشد.
لحظه به لحظه با خبرهای شهرستان تفت
www.asghar-baghboon.blogfa.com
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 12:45 توسط حاجي اصغر باغبون
|
كارشناسان پزشكى قانونى اعلام كردند
|
|
|
گروه حوادث- با پايان تحقيقات كارآگاهان پليس جنايى يزد، عامل قتل ۴ دانش آموز با قرار بازداشت روانه زندان شد.
سرهنگ متقى زاده، رئيس پليس آگاهى استان يزد در گفت وگو با خبرنگار ما در اين باره گفت: متهم به قتل روز دوشنبه با حضور در محل جنايت ها در حضور بازپرس پرونده و كارآگاهان صحنه قتل ۴ پسر بچه و نحوه مخفى كردن اجساد آنها را تشريح كرد. ديروز نيز گروهى از متخصصان پزشكى قانونى پس از معاينه متهم به قتل و انجام آزمايش هاى تخصصى سلامت روحى - روانى او را تأييد كردند كه پس از اعلام گزارش پزشكى قانونى عبدالزهرا با قرار بازداشت بازپرس پرونده روانه زندان شد.رئيس پليس آگاهى يزد درباره آخرين اعتراف هاى مرد جنايتكار گفت: او ادعا كرده پس از دوستى با پسران دانش آموز آنها را به گلخانه كشانده و بعد هم نقشه قتل را عملى كرده است. عبدالزهرا پس از رهايى از عذاب وجدان از وقوع قتل ها به سراغ قربانى بعدى خود مى رفت. سرهنگ متقى زاده در ادامه درباره علت انتقال متهم به تهران گفت: مرد جنايتكار پس از دستگيرى در بازجويى ها سعى مى كرد خود را بى گناه نشان دهد به همين خاطر او را براى روانكاوى به تهران فرستاديم.عبدالزهرا در تهران گفت: قربانى چهارم را براى تعويض شيشه به گلخانه بردم كه ناگهان از روى شانه ام افتاد و از بينى اش خون جارى شد. سعى كردم او را به بيمارستان ببرم كه او فوت كرد. سپس جسدش را از ترس داخل چاه انداختم.با اين اعترافها عبدالزهرا را به يزد منتقل كرديم كه پس از حضور در گلخانه به قتل ۴ دانش آموز اعتراف كرد.
اسفند ۸۴ خانواده دانش آموز ۱۳ ساله اى به نام احمد عسگرى هراسان و مضطرب به اداره آگاهى تفت مراجعه كرد. ناپديد شدن پسرش را گزارش داد . بعد هم به مأموران گفت: امروز پسرم براى بازى از خانه خارج شد اما وقتى غيبتش طولانى شد همه جا را به دنبال او گشتيم اما هيچ اثرى از پسرمان به دست نيامد.با طرح اين شكايت مأموران پليس آگاهى تحقيقات گسترده اى را براى روشن شدن سرنوشت پسر دانش آموز آغاز كردند اما هيچ اثرى به دست نيامد. تا اين كه پس از چند روز خانواده ديگرى با مراجعه به پليس خبر مفقود شدن پسر ۱۲ ساله را گزارش كرد. پدر آرش زرفروش نيز به پليس گفت پسرم براى بازى از خانه خارج شد، اما ديگر به خانه بازنگشت.بر اساس همين گزارش، در همين ايام مأموران با شكايت سومين خانواده روبه رو شدند. پدر مهدى اردانى به مأموران گفت پسرم به طور مرموزى مفقود شده است. سرانجام ۷ مهر سال جارى چهارمين شكايت مشابه در پليس آگاهى تفت مطرح شد. در اين شكايت خانواده مهدى عسگرى پسر ۱۲ ساله به كارآگاهان گفتند: پسرشان ظهر روز حادثه هنگام بازگشت از مدرسه به شكل مرموزى ناپديد شده است. با طرح اين شكايت تحقيقات پليس در اين شاخه متمركز شد. بدين ترتيب در تحقيق از دوستان مقتول مشخص شد ميلاد آخرين بار همراه مرد جوانى به نام عبدالزهرا كه از دوستان خانوادگى شان بود مشاهده شده است. با به دست آمدن اين سرنخ كارآگاهان بلافاصله مرد ۳۲ ساله را دستگير كردند. اما او در بازجويى ها منكر هرگونه اطلاع از سرنوشت دانش آموزان شد. سرانجام به دستور بازپرس پرونده متهم به تهران انتقال يافت و در بازجويى فنى پليسى در آگاهى تهران به قتل ۴ پسر بچه بيگناه اعتراف كرد.عامل جنايت كه متأهل و داراى ۲ فرزند است در بازجويى هاى مقدماتى اعتراف كرد كه خود قربانى طلاق است و از اسفند سال ۸۴ به دليل فشارهاى روحى - روانى تصميم به قتل دانش آموزان گرفته است.
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 9:41 توسط حاجي اصغر باغبون
|
|
|
|
تماس تلفنى قاتل سريالى با پدر قربانى
پدر «مهدى اردانى» نيز عصر ديروز در حالى كه جسد فرزندش را آماده خاكسپارى مى كرد در تماس تلفنى با خبرنگار «ايران» گفت: پسرم مهدى، كلاس سوم راهنمايى بود. او روز حادثه ۱۵ فروردين امسال ساعت ۲ و ۳۰ دقيقه بعد از ظهر از مدرسه به خانه آمد و دقايقى بعد هم براى بازى از خانه خارج شد. ۵ دقيقه پس از رفتن او به خانه آمدم. از دخترم پرسيدم كه مهدى از مدرسه باز نگشته كه او جواب داد: چرا- اما رفت با بچه ها بازى كند.وى در ادامه گفت: حدود ساعت ۴ بعد از ظهر وقتى ديدم از او خبرى نشده براى پيدا كردنش به خانه دوستان و آشنايان و همكلاسى هايش رفتم. اما او را نيافتم. تا ساعت ۸ شب صبر كردم شايد مهدى به خانه بيايد اما او نيامد. سرانجام با همسرم كه معلم و آن شب نيز در خوابگاه معلمان بود تماس گرفتم و ماجراى مفقود شدن مهدى را با او در ميان گذاشتم. سپس به كلانترى مراجعه كردم. مأموران مشخصات مهدى را از من گرفتند و من نيز به خانه بازگشتم.چند روزى گذشت. ناگهان - عبدالزهرا- قاتل، تلفنى با من تماس گرفت و سراغ بچه ام را گرفت. او از من پرسيد مهدى پيدا نشده است. به او گفتم نه. سپس به ياد مهدى افتادم. چون او يك بوته فلفل از قاتل گرفته و در باغچه خانه كاشته بود. به طرف باغچه رفتم و به بوته فلفل نگاهى انداختم. ناگهان نمى دانم چه اتفاقى افتاد. انگار كه كسى به من گفته باشد كه بچه ات در خوزستان است. به خود آمدم. و در ذهن اهالى محل و آشنايان را مرور كردم و به عبدالزهرا مظنون شدم. ۲۰ روز از گمشدن ميلاد عسكرى، آخرين پسر بچه گذشته بود كه ماجرا را به رئيس آگاهى گفتم. مأموران نيز او را دستگير كردند.
گروه حوادث- يزد ، فرهاد حسينى خبرنگار «ايران» : عامل قتل ۴ پسر دانش آموز در تازه ترين اعتراف هايش ادعا كرد در صورت آزادى سناريوى قتل هاى ديگرى را نيز اجرا مى كرد. جنايتكار ۳۲ ساله قصد داشت چند روز بعد از قتل چهارمين پسر به سراغ طعمه بعدى خود برود، اما پس از دستگيرى در اجراى نقشه شيطانى اش ناكام ماند.
| تازه ترين اعتراف ها
به گزارش خبرنگار ما، پس از كشف اجساد قربانيان مرد جنايتكار، كارآگاهان جنايى استان يزد در حضور سردار عليرضا اكبر شاهى- فرمانده انتظامى و سرهنگ متقى زاده- رئيس پليس آگاهى استان- به باز جويى هاى تخصصى خود ادامه دادند.
كارآگاهان كه احتمال مى دادند، عبدالزهرا- متهم به قتل- احتمالاً مرتكب قتل هاى ديگرى نيز شده است به تحقيقات فنى، پليسى از وى ادامه دادند.مرد جنايتكار در بازجويى ها ابتدا منكر قتل ديگرى شد. اما در ادامه لب به سخن گشود و مشخصات افراد ديگرى كه در فهرست مرگ او قرار داشتند را فاش كرد.
وى اظهار داشت: اسفند سال ۸۴ به خاطر انتقام از باجناقم تصميم به قتل پسرش احمد گرفتم. پس از اين جنايت تصميم گرفتم براى از بين بردن عقده هاى درونم دست به جنايت هاى ديگر بزنم. به همين خاطر نام چند پسر را در ذهنم ثبت كردم. پس از قتل ميلاد- آخرين قربانى- قصد كشتن چند نفر ديگر را نيز داشتم كه قبل از اجراى نقشه ام دستگير شدم.براساس اين گزارش بازجويى هاى تخصصى كارآگاهان پليس با دستور سردار اكبر شاهى فرمانده انتظامى استان يزد از مرد جنايتكار براى كشف جرايم احتمالى ديگر او ادامه دارد.عبدالزهرا متهم است از اسفند سال ۸۴ چهار پسر دانش آموز را در شهرستان تفت به قتل رسانده است. وى ۱۱ اسفند ۸۴ ، احمد ۱۳ ساله پسر باجناقش را به قتل رساند. او ۷ ماه بعد پسر ديگرى به نام آرش زر فروش- ۱۲ ساله- را به قتل رساند و سومين جنايت خود را ۱۵ فروردين امسال انجام داد. او در اين روز پسر ۱۵ ساله اى به نام آرش اردانى را از پا در آورد.مرد ۳۱ ساله ۷ مهر ۳ ساعت پس از قتل برادر ۱۲ ساله نخستين قربانى اش دستگير شد.او در نخستين باز جويى ها منكر هرگونه اطلاعى از سرنوشت ۴ پسر دانش آموز شد. اما پس از يك ماه با انتقال به تهران در جريان تحقيقات فنى، پليسى مشترك كارآگاهان پليس يزد، دايره ۱۱ پليس آگاهى پايتخت و آگاهى كل ناجا مورد بازجويى هاى فنى- تخصصى قرار گرفت.
مرد جنايتكار ابتدا حرفهاى قبلى خود را تكرار كرد. اما سرانجام لب به اعتراف گشود و به قتل ۴ پسر ناپديد شده اعتراف كرد.او اظهار داشت كه پس از قتل طعمه هاى خود اجسادشان را داخل چاه هاى آبى در نهالستان مخروبه انداخته است.با اعترافهاى عبدالزهرا مأموران بلافاصله راهى محل جنايت ها در يك گلخانه شده و اجساد قربانيان را كشف كردند.عامل قتل هاى سريالى دانش آموزان ديروز در گفت وگوى اختصاصى با خبرنگار ما جزئيات تازه اى از قتل ۴ پسر جوان و انگيزه ارتكاب جنايت هايش را فاش كرد.مرد جنايتكار كه سعى مى كرد خود را خونسرد نشان دهد، ضمن ابراز پشيمانى از ارتكاب قتل ها گفت : «من قربانى گذشته سياه خود شدم. سختى هاى زندگى از من كه كارم با گل و درخت بود يك جنايتكار ساخت.»
* كجا به دنيا آمدى و چند سالته؟
در يكى از روستاهاى جنوب كشور به دنيا آمدم و در حال حاضر ۳۱ ساله ام.
* متأهلى؟
بله. ۲ فرزند دارم. دخترم ۱۰ سال دارد و پسر ،۸ ۹ ساله است. هر دو نفرشان هم محصل هستند.
* چقدر سواد دارى؟
تا سال اول راهنمايى درس خوانده ام.
* چرا ادامه ندادى؟
درسم ضعيف بود. حوصله درس خواندن هم نداشتم. ۲ بار مردود شدم.
* چه زمانى به تفت آمدى؟
۶ سال قبل.
* شغلت چيست؟
باغبان هستم.
* سابقه بيمارى روانى دارى؟
نه. من سالم بوده و هستم.
* سابقه دار هستى؟
خير.
* طعمه هايت را چگونه انتخاب مى كردى؟
پس از انتخاب طعمه ها و جلب اعتمادشان آنها را به بهانه دادن گل به گلخانه اى مى بردم بعد هم نيت خود را عملى ساخته و در يك فرصت مناسب پسر بچه ها را با طناب خفه مى كردم. البته قبل از هر جنايت محل مخفى كردن اجساد را آماده مى كردم تا اثرى از آنها باقى نماند.
* در اين مدت اهالى به رابطه ات با كودكان مشكوك نشده بودند؟
خودم را طورى در بين اهالى جا زده بودم كه كسى به من مشكوك نشود. در بين مردم من فرد موجهى بودم.
* چرا سراغ پسران باجناق خود رفتى؟
نخستين و آخرين طعمه هايم فرزندان باجناقم بودند كه سر موضوعى با هم مشكل داشتيم. من هم براى انتقام دست به اين جنايت ها زدم.
* پشيمان نيستى؟
خيلى پشيمانم. كاش والدين قربانيانم بيشتر مراقب فرزندانشان بودند تا الآن آنها زنده در كنارشان مى بودند.
قاتل مى گفت شوهرم پسرم را فروخته!
«عبدالزاهرا ۲ پسر و جگر گوشه ام را از من گرفت. دوست دارم او را به دست من بدهند تا خودم مجازاتش كنم.»
اين درخواست مادر ميلاد و احمد عسگرى- ۲ تن از قربانيان- از دستگاه قضايى است. مادر با صدايى گريان مى گويد: «عبدالزهرا از بستگان ما است. حدود ۱۰ سال قبل او با خواهرم در يكى از شهرهاى جنوبى كشور ازدواج كرد و ۶ سال قبل هم به تفت آمدند. عبدالزهرا مرد آرامى بود. باور اين كه او قاتل ۴ پسر بى گناه باشد براى همه سخت است.»
مادر داغدار در حالى كه بشدت گريه مى كرد به خبرنگار ما گفت: ساعت پنج و نيم عصر روز ۱۱ اسفند سال ۸۴ پسرم احمد هنگام بازى مقابل خانه ناپديد شد و تلاش ما براى پيدا كردن او بى نتيجه بود. در اين مدت عبدالزهرا در كنار ما بود و با محكوم كردن همسرم به فروش پسرمان سعى مى كرد مسير تحقيقات را تغيير دهد. او در شهر شايعه كرده بود ما احمد را به افغانى ها فروخته ايم و رفتار عبدالزهرا به صورتى بود كه ما هيچ مشكلى با او نداشتيم. در حالى كه اميد داشتم احمد به خانه باز مى گردد، ۷ مهر امسال ميلاد پسر دومم هم ناپديد شد. عبدالزهرا او را به بهانه اى با خود همراه كرد و در ميان راه با فريب پسرم او را به گلخانه برد. شوهر خواهرم سپس در گلخانه او را به قتل رساند.
* وقتى عبدالزهرا دستگير شد تصور مى كرديد او قاتل فرزندانتان باشد؟
نه در مدتى كه در بازداشت بود براى او كيك و سانديس مى گرفتم و به ملاقاتش در اداره آگاهى مى رفتم. او هميشه از ما مى خواست براى اثبات بى گناهى اش دعا كنيم.
* عبدالزهرا عصبى بود؟
بله او هيچ وقت از ناخنگير استفاده نمى كرد و هميشه عادت به جويدن ناخن هايش داشت.
* بعد از اعتراف به قتل، او را ديده ايد؟
امروز - دوشنبه - عبدالزهرا را مقابل پزشكى قانونى يزد ديدم. او با ديدن من ترسيد و در حالى كه دستبند و پابند داشت سوار خودروى پليس شد.
* پزشكى قانونى جسدهاى ميلاد و احمد را به شما تحويل داده است؟
امروز جسدها را تحويل گرفتيم و هم اكنون در سردخانه هستند. قرار است آنها را ساعت ۹ صبح سه شنبه - امروز- دفن كنيم.
* در تفت؟
نه همسرم مخالف است و مى گويد آنها را در يزد به خاك بسپاريم.
* همسرت و عبدالزهرا باهم مشكل داشتند؟
نه. آنها باهم رفتار خوبى داشتند و هيچ اختلافى باهم نداشتند
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 17:5 توسط حاجي اصغر باغبون
|
در حاليكه كمتر از ۴۸ ساعت از كشف اجساد ۴ كودك تفتي كشته شده توسط عبدالزهرا دریساوی ميگذرد اين خبر در بسياري از روزنامه ها و خبرگزاري هاي كشور انتشار يافته است حادثه اي كه در نوع خود جالب و تعجب برانگيز مي باشد روزنامه ايران و اعتماد ملي در صفحه حوادث خود اين خبر را درج نموده اند و خبرگزاري ايسنا سايت آفتاب و يزد فردا و چند سايت و وبلاگ ديگر به درج اين خبر نموده اند و به گمانه پردازي ها جهت يافتن علت قتل مقتولين توسط قاتل پرداخته اند و اينكه هدف قاتل از قتل اين ۴ كودك چه بوده است اين اتفاق باعث شد اسم شهرستان تفت در صفحه حوادث روزنامه هاي كشور نيز چاپ گردد كه اين چندان جالب نميباشد.
اميد است خبر اعدام اين قاتل نيز در همين روزنامه ها و خبرگزاري ها چاپ گردد تا عبرتي شود براي همه
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 16:4 توسط حاجي اصغر باغبون
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 15:13 توسط حاجي اصغر باغبون
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 10:24 توسط حاجي اصغر باغبون
|
گروه حوادث- يزد ، خبرنگاران «ايران» - محمد غمخوار و فرهاد حسينى : مرد جنايتكار سرانجام پس از يك ماه قفل سكوت را شكست و اسرار قتل فجيع ۴ پسربچه را فاش كرد.جنايتكار ۳۲ ساله طعمه هايش را به باغى در اطراف شهرستان تفت كشانده و سپس قربانيانش را به قتل مى رساند.
سردار عليرضا اكبرشاهى، فرمانده انتظامى استان يزد در گفت وگو با خبرنگار ما درباره اقدام هاى مجرمانه مرد جنايتكار گفت: اسفند ۸۴ خانواده دانش آموز ۱۳ ساله اى به نام احمد عسگرى هراسان و مضطرب به اداره آگاهى تفت مراجعه كرده و از ناپديد شدن مرموز پسر خود خبر دادند. آنها در شكايت خود اظهار داشتند امروز احمد براى بازى از خانه خارج شد اما وقتى غيبتش طولانى شد همه جا را به دنبال او گشتيم اما هيچ اثرى از پسرمان به دست نيامد.
با طرح اين شكايت مأموران پليس آگاهى تحقيقات گسترده اى را براى روشن شدن سرنوشت پسر دانش آموز آغاز كردند اما هيچ اثرى از او به دست نيامد.
* دومين شكايت
در حالى كه تحقيقات براى كشف سرنخى از سرنوشت پسربچه ناپديد شده ادامه داشت پس از چند روز خانواده پسر بچه ديگرى با مراجعه به پليس خبر ناپديد شدن پسر ۱۲ ساله شان را به مأموران اطلاع دادند.خانواده آرش زرفروش -۱۲ ساله- نيز به كارآگاهان گفتند پسرشان براى بازى از خانه خارج شد اما ديگر بازنگشته.با مطرح شدن دومين شكايت سرهنگ غلامرضا متقى زاده رئيس پليس آگاهى يزد و گروهى از كارآگاهان جنايى تحقيقات گسترده اى براى كشف راز ناپديد شدن ۲دانش آموز را آغاز كردند.كارآگاهان كه احتمال مى دادند ناپديد شدن ۲ پسر بچه با يكديگر رابطه دارد به بررسى ابعاد مختلف دو پرونده پرداختند. در ادامه تجسس ها شمارى مظنون نيز در اين باره شناسايى و دستگير شدند اما به دليل اين كه هيچ مدركى عليه آنها نبود با دستور بازپرس پرونده همگى آزاد شدند.
* ناپديد شدن سومين قربانى
تحقيقات براى يافتن ۲ پسر ناپديد شده با شكايت خانواده سومين پسر وارد مرحله تازه اى شد.پسر ۱۵ ساله كه مهدى اردلانى نام داشت براى انجام كارى از خانه شان در شهرستان تفت خارج و به طرز مرموزى ناپديد شده بود.بدين ترتيب احتمال قتل سريالى پسربچه ها قطعى شد. به همين خاطر گروه هاى ويژه پليس براى يافتن جسد قربانيان به تجسس در اطراف شهر پرداختند اما هيچ سرنخى براى حل معماى پيچيده ناپديد شدن پسرها به دست نيامد.
* دستگيرى عامل جنايت
تحقيقات گسترده جنايى پليس ادامه داشت تا اين كه ۷ مهر چهارمين شكايت مشابه در پليس آگاهى تفت مطرح شد. در اين شكايت خانواده ميلاد عسگرى پسر ۱۲ ساله به كارآگاهان گفتند پسرشان ظهر روز حادثه هنگام بازگشت از مدرسه به شكل مرموزى ناپديد شده است. با طرح اين شكايت تحقيقات پليس در اين شاخه متمركز شد. بدين ترتيب در تحقيق از دوستان مقتول مشخص شد ميلاد آخرين بار همراه مرد جوانى به نام «عبدالزهرا» كه از دوستان خانوادگى شان بود مشاهده شده است. با به دست آمدن اين سرنخ كارآگاهان بلافاصله مرد ۳۲ ساله را دستگير كردند اما او در بازجويى ها منكر هرگونه اطلاع از سرنوشت پسربچه شد. كارآگاهان كه در جريان بازجويى هاى فنى، پليسى به اظهارات ضد و نقيض متهم مشكوك شده بودند او را با دستور بازپرس پرونده بازداشت كردند بنابراين بازجويى هاى علمى از او دنبال شد. اما عبدالزهرا همچنان منكر اتهام خود شد. از سوى ديگر تحقيقات كارآگاهان نشان داد كه عبدالزهرا با ۲ پسربچه گمشده به نام هاى احمد و ميلاد هم رابطه فاميلى دارد.با به دست آمدن اين سرنخ كارآگاهان كه اطمينان پيدا كرده بودند، متهم از سرنوشت ۴ پسربچه مطلع است او را براى بازجويى به اداره آگاهى تهران منتقل كردند. پس از ۲۴ ساعت بازجويى تخصصى سرانجام روز جمعه متهم در حضور كارآگاهان پليس آگاهى ناجا و تهران بزرگ و يزد لب به اعتراف گشود و به قتل ۴ پسر ناپديد شده اعتراف كرد.
* مرد جنايتكار كيست
عامل جنايت كه متأهل و داراى ۲ فرزند است در بازجويى ها خود را قربانى طلاق والدينش معرفى كرد و گفت: از اسفند سال ۸۴ به دليل فشارهاى روحى، روانى تصميم به قتل پسربچه ها گرفتم.
بنابراين طعمه هاى خود را به بهانه هاى مختلف به نهالستانى در حاشيه شهر برده و با يك رشته طناب آنها را خفه مى كردم. بعد هم براى مخفى ماندن راز جنايت جسد بچه ها را داخل چاهى در نهالستان انداخته و روى آنها را با خاك مى پوشاندم. با اعترافات متهم، كارآگاهان بلافاصله او را به شهرستان تفت منتقل كردند. وى نيز محل دفن اجساد را به كارآگاهان نشان داد. بدين ترتيب پس از ساعت ها تجسس، اجساد ۴ پسربچه از عمق چاه بيرون كشيده شد.
* روانكاوى قاتل سريالى در تهران
سرهنگ متقى زاده رئيس پليس آگاهى يزد نيز در اين باره به خبرنگار ما گفت: عامل قتل پسر بچه هاى تفتى فرزند طلاق بوده است كه بنا به اظهاراتش شرايط نامساعد زندگى او را به ارتكاب اين جنايت ها سوق داده است.به گفته وى، قرار است متخصصان و كارشناسان پزشكى قانونى نيز عامل قتل دانش آموزان را به صورت ويژه تحت معاينات تخصصى قرار دهند تا با روانكاوى علل و انگيزه اصلى ارتكاب اين جنايت ها كشف شود.
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 10:13 توسط حاجي اصغر باغبون
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 10:11 توسط حاجي اصغر باغبون
|
تا ساعاتي ديگر عكس مقتولين بر روي خبرگزاري باغبون منتشر
ميشود
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 10:8 توسط حاجي اصغر باغبون
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 13:19 توسط حاجي اصغر باغبون
|
پس از بهبودی کامل از امروز دوباره با
شما
خواهم بود با مطالب کاملا جالب
+
نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 12:10 توسط حاجي اصغر باغبون
|
خبرگزاری اصغر باغبون از هفته اول آبان ماه فعالیت خود را شروع نموده و امیدوار است شما با نظرات سازنده خود ما را در بهتر شدن انجام فعالیت خود راهنمایی فرمایید
لحظه به لحظه با
www.asghar-baghboon.blogfa.com
+
نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 13:20 توسط حاجي اصغر باغبون
|
حاج اصغر در حاليكه هنوز خوب بيماري را از خود بيرون نكرده و با دهان روزه اين چند خط را براي طرفداران خويش را نوشت لازم به ذكر است حاج اصغر خود اين متن را تايپ كرده
جگر خشتون شم
چقه دلم واستون تنگ شده بود راسي تو اين روزا ما رو يادتون نره دعامون كند
چاكرم
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 16:29 توسط حاجي اصغر باغبون
|